به مناسبت روز معلم
بانام رب العالمين :
اياتابه حال فكركرده ايم كه چراخداوند تبارك وتعالي ازخود به عنوان رب العالمين ياد كرده است.به واسطه كدام ويژگي درجهان خلقت خداوند رب العالمين است. درتوضيح اين صفت ازصفات خداوند اشاره ميشود به اينكه خداوند تربيت كننده جهان خلقت ميباشد. به تابلوي هستي نگاه كنيم همه هستي منظم است همه هستي باهم مرتبط است امابازهم دقيقتر ازان همه هستي همديگر رادرك ميكنداجزاء جهان هستي مزاحم همديگر نيستند به بقاءوتكامل همديگركمك ميكنند وخداوند اينچنين جهان هستي راافريد پس او به معناي واقعي كلمه اولين وكاملترين مربي جهان خلقت است. وخداوند باتوجه به ويژگيهاي انسا ن برا ي تداوم تربيت اوپيامبراني را فرستاد وازدانايان تعهد گرفت كه در گسترش رسالت پيامبران بكوشند ودر تربيت ابناء بشر تلاش نمايند اما تربيت بشر كاري است بسيارپر زحمت والبته مهم .و غفلت از ان خسارت بار. ودر طول تاريخ بشر كساني بوده اند كه اين مهم را در يافته وخود را وقف ان نموده اند وچه سختيها كه به جا ن نخريده اند . از نمونه هاي بارز ان بايد به شهيد بزرگوار مطهري اشاره كردكه نمونه يك معلم ومربي واقعي بود خدايش رحمت كند . اما مهمترين اصل در موضوع تربيت همانست كه مربيان بزرگ بر ان تاكيددارند .كه عمده تربيت با عمل حاصل ايد نه با زبا ن. مردم به رفتار ها مينگرند وتاثير مي پذيرند و به دنبال ان گفتار را ميپذيرند وهمانطور كه قران كريم اشاره دارد گفتار بدون عمل را ارزشي نيست .همه ما ميدانيم كه تربيت را خاستگاه اولين خانواده است كه شخصيت ممتازفرد را شكل ميدهد وگاه شكل نميدهد .اما تصور بيشتر افراد ازاين مقوله تصوري ناقص است .بيشتر افراد ادب را تمام تربيت ميدانند .در حالي كه يكي از نتايج تربيت صحيح مؤدب بودن است وتربيت گسترده تر از ان است. بسياري از افراد مؤدب هستند ولي هيچ درك درستي از حقوق انساني ندارند جامعه را درك نميكنند درك صحيحي ازهنجارها وارزشهاي پيرامون خود ندارندواين عمده ترين مشكل تربيتي است كه متاسفانه از خانواده ها به مدارس منتقل ميشود ومسؤليت معلمان زحمتكش مارا سنگينتر وسختر ميكند مشكل معلمان ما فقط معيشت انان نيست .بلكه بايد در بسياري ازموارد چيزي را كه به اشتباه شكل گرفته است ازنو بازسازي نمايند.و گاهي ازاوقات اين فرايند بخاطر وجود منابع تربيتي متضاد درجامعه موجب سردرگمي معلم ومربي وحتي نوجوانان وجوانان ميشود .ناچاريم قبول نماييم كه در جامعه ماانچنا ن كه تربيت اهميت دارد به ان توجه نميشود وگاهي از اوقا ت ترجيح ميدهيم كه صورت مسئله راپاك كنيم تا براي اصلاح ان هزينه نماييم .براي روشن شدن موضوع به خاطر بياوريد معضل چهارشنبه سوري را وگرفتا ري هايي را كه براي جامعه در اين چند ساله بوجود اورده است اگر نهادهاي تربيتي جامعه به درستي كار مي كرد بايد هر سال شاهد كاهش اين ناهنجاري باشيم كه نيستيم .اينكونه مسائل بايد مارا به اين فكر بيندازد كه پروسه تربيتي جامعه وحتي مواد تشكيل دهنده ان را بررسي نماييم ونقاط ضعف ان را بيابيم . مطمئنا در اين پروسه معلمين محترم نقشي بي بديل دارند اما در اين مؤرد نيز سوالي پيش ميايد كه سيستم اموزشي ما چقدر به تربيت معلمان اهمييت ميدهد. مگر نه اين است كه معلمين عزيز ما هم محصول همين فرايند ناقص هستند وبايد اين چرخه در جايي اصلاح شود . اما برا ي اصلاح ان و اموزش وتربيت معلمين چه ساز وكار مطمئني را فعال ساخته ايم .بايد به اين درك صحيح برسيم كه معلمي شغل انبياست وشان ومنزلت ان بي بديل است پس همه كس نميتواند به اين شغل شريف مشغول شود مگر اينكه داراي شرايطي ويژه وخاص باشد وحرمت اين شغل حفظ شود پس بايد به رشد وتربيت معلمان همت گماشت وانان رابه روز ومجهز بدست اوردهاي نوين تربيتي واموزشي ساخت وبايد به اين درك صحيح برسيم كه هرچقدر ديرتر به اين مقوله مهم بپردازيم جامعه بيشتر دچار اسيب وحتي ضررهاي جبران ناپذير خواهد شد.حتي وقتي به توسعه پايدار مي انديشيم بايد توجه كنيم كه نيروي انساني مهمترين نقش را در توسعه وفرايند ان دارد اگر كشوري تمام منابع توسعه را دراختيار داشته باشد ولي نيروي انساني تربيت شده اي دراختيارش نباشد راه به جايي نخواهد برد .ولي در جهان امروز كشورهايي وجود دارند كه از نظر منابع طبيعي ضعيف هستند ولي به نيروي انساني وتربيت ان توجهي خاص دارند ومي بينيم كه اين نيروي انساني از هيچ .همه چيز ميسازد .پس لازم است اولا درك مديران از مقوله تربيت وتوسعه اصلاح شود وعزم خود را جزم نماييم كه به اموزش وپرورش توجهي خاص و ويژه نماييم ودر اين ميان به مهمترين عنصر ان يعني معلم به عنوان با ارزش ترين
سرمايه نگاه كنيم ونقش ان را در توسعه پايدار دست كم نگيريم
به اميد سربلندي بيشتر براي ملت عزيز ايران اسلامي
يوسف جمشيديان قلعه سفيدي
يك نگاه ويك نظر :
گاهي اوقات ازخودم ميپرسم كه مهمترين وظيفه يك مبلغ ديني در روزگار ما چيست ؟ به اين موضوع بارها وبارها فكر كرده ام وبه نظرم رسيده است كه درك شرائط زمان ومكان براي يك روحاني از اوجب واجبات است واين مقدمه اي است براي انجام وظيفه. ولي مهمتر ازان اين است كه بداند بطور مشخص بدنبال چه بايد باشد؟وهمتش را در وهله نخست مصروف چه سازد وبه چه كار درايد ؟
تشخيص هاي متفاوت عمل كردهاي متفاوتي رابدنبال دارد به نظرم
ميرسد اولين وظيفه تقويت مباني درست اعتقادي حاكم بر جامعه ومردم است وتصحيح باورهاي غلط كه به مرور زمان به عنوان باورهاي ديني در ذهن وفكر انان جاخوش كرده است اگر يك روحاني بتواند درك درستي از اين وظيفه داشته با شد انگاه ميتواند الگوهاي رفتاري غيرديني را كه بر اساس باورهاي ناصحيح مبتني بربرداشتهاي غير ديني شكل گرفته است اولا بشناسدوثانيا باان مقابله نمايد .اما اين روند محتاج يك شرط اساسي است .زماني
فرد ميتواند وارد اين روند شود كه كاملا از شرط اگاهي برخوردار باشد وكسب اگا هي برايش به مانند جريان اب هميشه تداوم داشته باشد چرا كه ان اب زلال هم اگر ازجريان ايستاد وراكد شد انگاه خود منشاء الودگي ميشود .بنابر اين يك مبلغ ديني بايد از دچار شدن به همان افتي كه قرار است با ان مبارزه كند بپرهيزد وبا ريشه اين افت كه همان جهل است بشدت مبارزه كند ودر اين صورت يعني تشخيص درست است كه ميتواند به موفقيت خود اميدوارباشد بدين گونه است كه يك روحاني خودرا در خدمت دين مي بيند و نه دين رادر خدمت خود .به مرور زمان گاه شرائطي پيش ميايد كه كار بر عكس ميشود وبه جاي انكه ما در خدمت دين باشيم دين را در خدمت خود ميگيريم واين بزر گترين افت تبليغ ديني است كه در طول زمان اسيبهاي فراواني را به دين وبه تبع ان به جامعه وارد كرده است وبه نظر ميرسد راه مقابه باان نيز چشم پوشي ازمنافع دنيوي است داشتن تقوا وپرهيزگار بودن درهمه حال وغافل نشدن ازياد خداست .خداوند مارا بران بدارد .امين...
قلعه سفيد23/1/88